پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۰

از وصل، دل بی سر و پا را که خبر کرد؟

در خلوت خورشید، سها را که خبر کرد؟

من بودم و او فارغ از اندیشهٔ غیری

اینجا ادب ناصیه سا را که خبر کرد؟

شاد است به جان دادنم از محنت هجران

از حال من آن شوخ بلا را که خبر کرد؟

شوری عجب افکنده به دلهای پریشان

در پردهٔ زلف تو صبا را که خبر کرد؟

کس نیست حزین ، پرسد از احوال غریبان

در ماتم ما، مهر و وفا را که خبر کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۲کف چون تهی‌ست جوهر انسان چه می‌کند؟
  2. شمارهٔ ۴۱۳سر زلفی به عالم دام کردند
  3. شمارهٔ ۴۱۴اشکم نمک به دامن ناسور می کند
  4. شمارهٔ ۴۱۵آنها که خاکِ راهِ تو را توتیا کنند
  5. شمارهٔ ۴۱۶لبت به پیرهن تنگ غنچه خار کند
  6. شمارهٔ ۴۱۷میگساران چو هوای گل و شمشاد کنید
  7. شمارهٔ ۴۱۸شامی که مست صبح امیدش نمی کنند
  8. شمارهٔ ۴۱۹لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.