پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۹

دلم از زمزمه عشق پریشان می‌کرد

مرغ بی‌بال و پری یاد گلستان می‌کرد

گرچه می‌داد لب تلخ عتابش، زهرم

دل تسلّی به شکرخندهٔ پنهان می‌کرد

رخنهٔ دام، به رویم در فیضی می‌بود

گر شکارافکن من، یاد اسیران می‌کرد

کرده بود از سر نو مصر وفا را معمور

ماه کنعان من ار یاد عزیزان می‌کرد

در غبار خط مشکین، لب لعل تو همان

خون حسرت به دل چشمهٔ حیوان می‌کرد

دل همین داند و من، چشم تو هم آگه نیست

که چه‌ها کاوش مژگان تو با جان می‌کرد

شورش عشق و جنون فیض‌رسان بود حزین

سینهٔ چاک مرا، گل به گریبان می‌کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۱بار غم عشق تو مرا پشت دوتا کرد
  2. شمارهٔ ۴۱۲کف چون تهی‌ست جوهر انسان چه می‌کند؟
  3. شمارهٔ ۴۱۳سر زلفی به عالم دام کردند
  4. شمارهٔ ۴۱۴اشکم نمک به دامن ناسور می کند
  5. شمارهٔ ۴۱۵آنها که خاکِ راهِ تو را توتیا کنند
  6. شمارهٔ ۴۱۶لبت به پیرهن تنگ غنچه خار کند
  7. شمارهٔ ۴۱۷میگساران چو هوای گل و شمشاد کنید
  8. شمارهٔ ۴۱۸شامی که مست صبح امیدش نمی کنند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.