پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۲

کف چون تهی‌ست جوهر انسان چه می‌کند؟

خاتم چو نیست، دست سلیمان چه می‌کند؟

آتش زدی ز جلوه به خاشاک هستیم

این برق را ببین به نیستان چه می‌کند؟

از پردهٔ حجاب برآ، آفتاب من

این دور باش حسن نگهبان چه می‌کند؟

بیهوده است بر سر کویت فغان ما

گلبانگ بلبلان به گلستان چه می‌کند؟

زاهد چه فیض می‌برد از شعر من حزین ؟

با این سفال، صحبت ریحان چه می‌کند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۴اشکم نمک به دامن ناسور می کند
  2. شمارهٔ ۴۱۵آنها که خاکِ راهِ تو را توتیا کنند
  3. شمارهٔ ۴۱۶لبت به پیرهن تنگ غنچه خار کند
  4. شمارهٔ ۴۱۷میگساران چو هوای گل و شمشاد کنید
  5. شمارهٔ ۴۱۸شامی که مست صبح امیدش نمی کنند
  6. شمارهٔ ۴۱۹لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد
  7. شمارهٔ ۴۲۰شیرین لبان چو بزم می لاله گون کنند
  8. شمارهٔ ۴۲۱ساقی بگو چکیدهٔ دل در سبو کنند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.