پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۰

شیرین لبان چو بزم می لاله گون کنند

خون مرا به جرعه، برای شگون کنند

بیرون خرام در صف نازک نهالها

کز شرم جلوهٔ تو، علمها نگون کنند

بشتاب کآهوان حرم از هجوم رشک

نزدیک شد که بر سر تیغ تو خون کنند

جوش بهار خطّ تو، آفاق را گرفت

شیدا دلان چگونه علاج جنون کنند

روز مصاف عرض کرم، سرگذشتگان

الماس سوده در کف داغ درون کنند

آزادگان به شوق، سر آرند در کمند

زندانیان چو سلسله ها ارغنون کنند

شبها به شوق دولت وصل تو عاشقان

کان نمک به دیدهٔ بخت زبون کنند

همچون حزین خسته، هزارت اسیر هست

ظالم بگو، که در غم عشق تو چون کنند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۲کاش خضری به من بادیه پیما برسد
  2. شمارهٔ ۴۲۳نبود عجب که دیده به دیدار می‌رسد
  3. شمارهٔ ۴۲۴به کف شاخ ز گل جام رسید
  4. شمارهٔ ۴۲۵خفته بودم به سرم دولت بیدار رسید
  5. شمارهٔ ۴۲۶کار رسوایی ما حیف به پایان نرسید
  6. شمارهٔ ۴۲۷بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟
  7. شمارهٔ ۴۲۸پای بستند و ره سعی نشانم دادند
  8. شمارهٔ ۴۲۹عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.