پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۲

کاش خضری به من بادیه پیما برسد

که سراغ حرمم تا در ترسا برسد

دل و دین را چه کنم عرضه به جولانگه تو؟

مشکل این جنس فرومایه به یغما برسد

ناله تا کی شکند، در جگر خویش سپند؟

آتشی کاش به فریاد دل ما برسد

از تو نومید نیم تا تپش دل باقیست

عاقبت سیل سفرکرده به دریا برسد

دوستان در صف هنگامهٔ مرگم جمعند

کاش آن دشمن جان هم به تماشا برسد

تلخ کامم لب شیرین شکرخا بگشا

که به دادم دم جان بخش مسیحا برسد

دیده محروم ز خونابهٔ دل نیست حزین

باده از خم به دل آسایی مینا برسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۴به کف شاخ ز گل جام رسید
  2. شمارهٔ ۴۲۵خفته بودم به سرم دولت بیدار رسید
  3. شمارهٔ ۴۲۶کار رسوایی ما حیف به پایان نرسید
  4. شمارهٔ ۴۲۷بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟
  5. شمارهٔ ۴۲۸پای بستند و ره سعی نشانم دادند
  6. شمارهٔ ۴۲۹عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد
  7. شمارهٔ ۴۳۰بیان روشنی چون شمع دارم خصم جان خود
  8. شمارهٔ ۴۳۱شور سودای تو در کودکی، استادم بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.