پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۵

خفته بودم به سرم دولت بیدار رسید

لله الحَمْد مرا دیده به دیدار رسید

بگریز ای خرد خام که عشق آمد مست

برو ای عربده جو، حیدر کرار رسید

یار پنهانی ما چشم جهان روشن ساخت

ماه کنعانی ما بر سر بازار رسید

راز مستی بسرایم پس ازین با دف و چنگ

محتسب رقص کنان از در خمّار رسید

نتوانم من بی تاب و توان شرح دهم

که چها بر دل از آن نرگس بیمار رسید

سر زد از طرف رخ یار، بهار خط سبز

می بیارید که دور گل و گلزار رسید

کند از وسوسهٔ عقل فراموش، حزین

هر که را ساغری از ساقی ابرار رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۷بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟
  2. شمارهٔ ۴۲۸پای بستند و ره سعی نشانم دادند
  3. شمارهٔ ۴۲۹عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد
  4. شمارهٔ ۴۳۰بیان روشنی چون شمع دارم خصم جان خود
  5. شمارهٔ ۴۳۱شور سودای تو در کودکی، استادم بود
  6. شمارهٔ ۴۳۲من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد
  7. شمارهٔ ۴۳۳تن دیده اند از من و جانم ندیده اند
  8. شمارهٔ ۴۳۴نگه، رنگین‌تر از گل می‌کند رویی که او دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.