پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۳

تن دیده اند از من و جانم ندیده اند

نامم شنیده اند و نشانم ندیده اند

آنها که آورند سبک در نظر مرا

بیچارگان، به کوی مغانم ندیده اند

قومی که سرکشند ز نخوت بر آسمان

بر آستان میکده شانم ندیده اند

ز آوارگان دهر شمارندم ابلهان

در لامکان قدس مکانم ندیده اند

جمعی که شک به شان سلیمانیم کنند

زیر نگین، زمین و زمانم ندیده اند

لب تشنگان بادیهٔ شوق سلسبیل

آب حیات شعر روانم ندیده اند

تنها زنند لاف به میدان گفتگو

آنان که ذوالفقار زبانم ندیده اند

گر مانده اند در صف دعوی، گران رکاب

چالاکیی ز دست و عنانم ندیده اند

پوشیده است دیدهٔ نادیدگان حزین

عنقای مغربم که نشانم ندیده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۵خدا در ماتم آسودگی شادم نگه دارد
  2. شمارهٔ ۴۳۶دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
  3. شمارهٔ ۴۳۷سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد
  4. شمارهٔ ۴۳۸چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
  5. شمارهٔ ۴۳۹صباح وصل به بختم اثر چه خواهدکرد؟
  6. شمارهٔ ۴۴۰مطرب ره مستی زد هشیار نباید شد
  7. شمارهٔ ۴۴۱از عشق، تن سوخته جانان گله دارد
  8. شمارهٔ ۴۴۲به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.