پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۶

دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد

مهتاب بناگوشت فرخنده شبی دارد

در عربده می باشد چون ترک تقاضایی

مژگان تو پنداری از ما طلبی دارد

در میکده خاکم را پیمانه کنی یا رب

شاید دل حسرت کش لب را به لبی دارد

ای دل نشوی غافل از فیض بناگوشش

در پرده سواد خط صبح عجبی دارد

افسانه کند خوابش آشوب قیامت را

دل بیهده در کویش شور و شغبی دارد

بی رنج نشد حاصل، نه کفر نه ایمانم

از بتکده تا کعبه هر جا ادبی دارد

بگشای حزین چشمی کان مهر جهان آرا

در محمل هر ذرّه لیلی نسبی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۸چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
  2. شمارهٔ ۴۳۹صباح وصل به بختم اثر چه خواهدکرد؟
  3. شمارهٔ ۴۴۰مطرب ره مستی زد هشیار نباید شد
  4. شمارهٔ ۴۴۱از عشق، تن سوخته جانان گله دارد
  5. شمارهٔ ۴۴۲به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد
  6. شمارهٔ ۴۴۳غم توگونه ی گلنار را کهربا سازد
  7. شمارهٔ ۴۴۴به خون هر چند دستی غمرهٔ بیدادگر دارد
  8. شمارهٔ ۴۴۵عذار ساده اش خط غباری در نظر دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.