پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۵

خدا در ماتم آسودگی شادم نگه دارد

ز قید هر دو عالمْ عشقْ آزادم نگه دارد

ز تاثیر محبت در قفس چشم اینقدَر دارم

که از درد فراموشی صیّادم نگه دارد

به اندک التفاتی زآن تغافل‌پیشه دلشادم

اگر می‌افکند از دیده، در یادم نگه دارد

غبار، آشوب تعمیر است، دست رفته از کارم

جنون، پیر خرابات است، آبادم نگه دارد

حزین آن کودک شوریده‌حالم این دبستان را

که با زنجیر هم نتواند استادم نگه دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۷سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد
  2. شمارهٔ ۴۳۸چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
  3. شمارهٔ ۴۳۹صباح وصل به بختم اثر چه خواهدکرد؟
  4. شمارهٔ ۴۴۰مطرب ره مستی زد هشیار نباید شد
  5. شمارهٔ ۴۴۱از عشق، تن سوخته جانان گله دارد
  6. شمارهٔ ۴۴۲به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد
  7. شمارهٔ ۴۴۳غم توگونه ی گلنار را کهربا سازد
  8. شمارهٔ ۴۴۴به خون هر چند دستی غمرهٔ بیدادگر دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.