پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۴

نگه، رنگین‌تر از گل می‌کند رویی که او دارد

ز دل صد پرده نازک‌تر بود خویی که او دارد

سیه‌روز و دماغ‌آشفته و خاطرپریشانم

چنین می‌پرورد بخت مرا مویی که او دارد

رم وحشی نگاه او به وحشت داده آرامم

غبارم را به شور آورده آهویی که او دارد

جبین کعبه و دیر است بر خاک نیاز او

چه محراب است یارب طاق ابرویی که او دارد

ندارد گر نظر بر ما، تغافل نیست کارافزا

نگه را می‌فریبد چشم جادویی که او دارد

نسیم پیرهن سر در گریبان دزدد از خجلت

به کنعان می‌فشاند آستین، بویی که او دارد

حزین آشفته‌حالم، آه از آن دامن‌فشانی‌ها

به طوفان می‌دهد خاک مرا کویی که او دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۶دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
  2. شمارهٔ ۴۳۷سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد
  3. شمارهٔ ۴۳۸چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
  4. شمارهٔ ۴۳۹صباح وصل به بختم اثر چه خواهدکرد؟
  5. شمارهٔ ۴۴۰مطرب ره مستی زد هشیار نباید شد
  6. شمارهٔ ۴۴۱از عشق، تن سوخته جانان گله دارد
  7. شمارهٔ ۴۴۲به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد
  8. شمارهٔ ۴۴۳غم توگونه ی گلنار را کهربا سازد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.