پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۹

صباح وصل به بختم اثر چه خواهدکرد؟

به تیره روزی شامم سحر چه خواهد کرد؟

مرا که جام تغافل دهی به بزم وصال

فراق، کامم ازین تلختر چه خواهد کرد؟

شراب مهر نجوشد تو را ز زاری ما

به کام خشک لبان چشم تر چه خواهدکرد؟

اسیر عشق نخواهد سر فراغت خویش

به مرغ بسمل ما بال و پر چه خواهد کرد؟

ز مرگ، تفرقه نبود دل شکیبا را

به آرمیدگی ما سفر چه خواهد کرد؟

کسی به سرمهٔ تقلید خیره چشم مباد

بصیرتی چو نباشد بصر چه خواهد کرد؟

ز سنگ حادثهٔ دهر ایمنیم حزین

دل شکستهٔ ما را دگر چه خواهد کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۱از عشق، تن سوخته جانان گله دارد
  2. شمارهٔ ۴۴۲به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد
  3. شمارهٔ ۴۴۳غم توگونه ی گلنار را کهربا سازد
  4. شمارهٔ ۴۴۴به خون هر چند دستی غمرهٔ بیدادگر دارد
  5. شمارهٔ ۴۴۵عذار ساده اش خط غباری در نظر دارد
  6. شمارهٔ ۴۴۶دهد ساقی اگر ساغر چنین، مخمور نگذارد
  7. شمارهٔ ۴۴۷کجا پاس حجاب از زاهد بی‌پیر می‌آید؟
  8. شمارهٔ ۴۴۸نه تاب دوری و نه طاقت دیدار می باشد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.