پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۸

نه تاب دوری و نه طاقت دیدار می باشد

به دل کار محبت زین سبب دشوار می باشد

دلی کو می پرد در حسرت خورشید رخساری

نصیبش شبنم آسا دیدهٔ بیدار می باشد

شد از خط عذارت روشن این معنی که در عالم

بود گر محرمی آیینه را، زنگار می باشد

عزیز من اگر یوسف بود، از خار خار تو

گریبان پاره چون گل بر سر بازار می باشد

حزین از ناله زحمت می دهی تاکی؟ نمی دانی

که بر نازک مزاجان نکهت گل بار می باشد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۰ساقی به حریفان خط جامی نفرستاد
  2. شمارهٔ ۴۵۱دیشب که چشم مست تو خاطر نواز بود
  3. شمارهٔ ۴۵۲زلف بی باک تو تا سلسله جنبانم بود
  4. شمارهٔ ۴۵۳با خاطر افسرده دلان چند توان بود؟
  5. شمارهٔ ۴۵۴خالی دمی ز درد تو این ناتوان نبود
  6. شمارهٔ ۴۵۵یاد روزی که تو را میل به اغیار نبود
  7. شمارهٔ ۴۵۶بزمی که مست ناز مرا جلوه گاه بود
  8. شمارهٔ ۴۵۷مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.