پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۲

زلف بی باک تو تا سلسله جنبانم بود

سر سودازدگان ریگ بیابانم بود

دستم از تنگی دل وقف گریبان شده است

یاد آن روز که در گردن جانانم بود

یاد باد آنکه به چنگ غم خورشید رخی

صبح محشر خجل از چاک گریبانم بود

جن و انس و پریم در خط فرمان بودند

داغ عشق تو به از مهر سلیمانم بود

یاد باد آنکه ز غمهای گرانمایه حزین

کوه و صحرا خجل از ریزش مژگانم بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۴خالی دمی ز درد تو این ناتوان نبود
  2. شمارهٔ ۴۵۵یاد روزی که تو را میل به اغیار نبود
  3. شمارهٔ ۴۵۶بزمی که مست ناز مرا جلوه گاه بود
  4. شمارهٔ ۴۵۷مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
  5. شمارهٔ ۴۵۸دور عذار تو، خط وجود ندارد
  6. شمارهٔ ۴۵۹خیالش گر چنین در خاطرم جاگیر می‌گردد
  7. شمارهٔ ۴۶۰شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
  8. شمارهٔ ۴۶۱آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.