پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۱

دیشب که چشم مست تو خاطر نواز بود

تا صبح بر رخم در میخانه باز بود

روزی که عشق، خاک دیار نیاز گشت

سرو تو خوشخرام، به گلگشت ناز بود

تا دلخراش بلبل من ذوق ناله داشت

گلبن به سرفرازی و گلشن به ساز بود

بینش نگر که آینه محرم گرفته است

رویی که از نگاه منش احتراز بود

طرفی نبسته ایم ازان آتشین عذار

واسوختن تلافی سوز و گداز بود

نزدیک شد که از نفس ناله بشکفد

مهر لبم که غنچهٔ بستان راز بود

یک موی در هلاک حزین کوتهی نکرد

زلفی که سایه پرور عمر دراز بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۳با خاطر افسرده دلان چند توان بود؟
  2. شمارهٔ ۴۵۴خالی دمی ز درد تو این ناتوان نبود
  3. شمارهٔ ۴۵۵یاد روزی که تو را میل به اغیار نبود
  4. شمارهٔ ۴۵۶بزمی که مست ناز مرا جلوه گاه بود
  5. شمارهٔ ۴۵۷مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
  6. شمارهٔ ۴۵۸دور عذار تو، خط وجود ندارد
  7. شمارهٔ ۴۵۹خیالش گر چنین در خاطرم جاگیر می‌گردد
  8. شمارهٔ ۴۶۰شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.