پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۰

ساقی به حریفان خط جامی نفرستاد

دیری ست که مستانه پیامی نفرستاد

از بوسه به پیغام، تسلی شده بودیم

این شهد گلوسوز به کامی نفرستاد

چون سرمه به چشم من از آن طرف بناگوش

مشکین رقم غالیه فامی نفرستاد

فریاد که از بندگیم یاد نیاورد

تشریف قبولی، به غلامی نفرستاد

مرغ دل وحشی صفتم را به اسیری

بال از رگ جان بست و به دامی نفرستاد

بویی که کند خاطر از آن نافه گشایی

آن غالیه گیسو به مشامی نفرستاد

با باد صبا گر خبری هست بپرسید

از منزل سلمی که سلامی نفرستاد

یک جرعهٔ می بود حزین آفت زهدم

تا پخته شوم، آتش خامی نفرستاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۲زلف بی باک تو تا سلسله جنبانم بود
  2. شمارهٔ ۴۵۳با خاطر افسرده دلان چند توان بود؟
  3. شمارهٔ ۴۵۴خالی دمی ز درد تو این ناتوان نبود
  4. شمارهٔ ۴۵۵یاد روزی که تو را میل به اغیار نبود
  5. شمارهٔ ۴۵۶بزمی که مست ناز مرا جلوه گاه بود
  6. شمارهٔ ۴۵۷مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
  7. شمارهٔ ۴۵۸دور عذار تو، خط وجود ندارد
  8. شمارهٔ ۴۵۹خیالش گر چنین در خاطرم جاگیر می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.