پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۵

یاد روزی که تو را میل به اغیار نبود

غیر من با دگری عشق تو را کار نبود

دل سودازده روزیکه گرفتار تو شد

یوسف حسن تو را هیچ خریدار نبود

همچو شیر و شکر آمیخته با هم بودیم

غم هجری به میان، حسرت دیدار نبود

آشنا بود نگاهت به نگاه عجزم

هرچه می بود به دل حاجت اظهار نبود

داشت اندیشهء زلفت دل سودازده ام

عقدهٔ مشکلم این بود اوا به دل بار نبود

عندلیب دل آشفته چه بود احوالش

گر به دام سر زلف تو گرفتار نبود؟

رخ خورشید ز هر ذره عیان بود اگر

سبل دیدهٔ ما پردهٔ پندار نبود

چشم نادیدهٔ ما طاقت دیدار نداشت

ورنه محرومی از آن آینه رخسار نبود

هر چه آمد به سر، از پستی بخت است مرا

ورنه کوتاهی از آن یار وفادار نبود

اثر از شادی ایام نمی بود حزین

تهمت خنده اگر بر لب سوفار نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۷مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
  2. شمارهٔ ۴۵۸دور عذار تو، خط وجود ندارد
  3. شمارهٔ ۴۵۹خیالش گر چنین در خاطرم جاگیر می‌گردد
  4. شمارهٔ ۴۶۰شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
  5. شمارهٔ ۴۶۱آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد
  6. شمارهٔ ۴۶۲تا کی توان ز عمر، فریب سراب خورد؟
  7. شمارهٔ ۴۶۳هرکس به خاک میکده مست و خراب مُرد
  8. شمارهٔ ۴۶۴جلوه اش دامن نازی به دل ریش کشید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.