پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۲

تا کی توان ز عمر، فریب سراب خورد؟

باید نهاد لب به لب تیغ و آب خورد

پیمانهٔ نگاه تو از ما اثر نهشت

این طرفه مجلسی ست که ما را شراب خورد

کوته تر است از نگه نارسای ما

دور از تو بس که رشتهٔ جان پیج و تاب خورد

بر هر چه تافت نور محبّت صفا گرفت

پاک است هر زمین نجس، کآفتاب خورد

عشق از ازل بلای دل و جان بود حزین

آتش غریب نیست که خون کباب خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۴جلوه اش دامن نازی به دل ریش کشید
  2. شمارهٔ ۴۶۵چه شد یا رب که ابر نوبهاران برنمی خیزد؟
  3. شمارهٔ ۴۶۶تا سرو را هوای قدت سرفراز کرد
  4. شمارهٔ ۴۶۷ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می‌گردد
  5. شمارهٔ ۴۶۸عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد
  6. شمارهٔ ۴۶۹عشق آمد و از سینهٔ من دود برآورد
  7. شمارهٔ ۴۷۰از حرف سست توبه، لب را گزید باید
  8. شمارهٔ ۴۷۱ز فیض روی تو خط کامیاب می باشد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.