پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۸

عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد

آتش شد و دودم ز دل ریش برآورد

جا در دل تأثیر کند تا لب سوفار

هر ناوک آهی که دل از کیش برآورد

غم یار غریبی ست که دور از وطنان را

بُبرید ز بیگانه و از خویش برآورد

ممنون گرفتاری عشقیم که ما را

از ننگ دل عافیت اندیش برآورد

ز آلایش هستی شده ام پاک که عشقت

صد بار ز ننگ خودیم بیش برآورد

گر چشم تو بیمار بود وآن مژه فصّاد

پس خون دلم را ز چه با نیش برآورد؟

کی چارهٔ دردم شود از وصل که امروز

من پیرم و آن تازه جوان ریش برآورد؟

جام نگهی زد ره تقوای حزین را

مینای می از خرقهٔ درویش برآورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۰از حرف سست توبه، لب را گزید باید
  2. شمارهٔ ۴۷۱ز فیض روی تو خط کامیاب می باشد
  3. شمارهٔ ۴۷۲ساقی چه شد که آتش موسی ز می کند؟
  4. شمارهٔ ۴۷۳اهل قلم فراغت دنیا نمی‌کنند
  5. شمارهٔ ۴۷۴گر دل سر شکایت دیرینه واکند
  6. شمارهٔ ۴۷۵بهار اسباب شورم را به سامان کرده می آید
  7. شمارهٔ ۴۷۶تابی به سر زلف زد و طرّه به خم داد
  8. شمارهٔ ۴۷۷خوشا روزی که تیرت، پی به جان مستمند آرد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.