پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۴

گر دل سر شکایت دیرینه واکند

بیگانگی چه ها به تو دیر آشنا کند

در راه انتظار تپد گر چنین دلم

نازت به وعده ای که ندادی وفا کند

نازم به دور باش نگاهت که روز وصل

نگذاشت بوالهوس، هوس مدّعا کند

این ناز و کبریا که ز خوی تو دیده ام

ترسم کمند آه مرا نارسا کند

رشکم چنان زند ره یک شهر بوالهوس

حکم غرور نازت اگر خودنما کند

گیرم که زیر لب شکنم بی تو ناله را

هر موی من به زخمهٔ غم صد نوا کند

خوش وقت عاشقی که فتد بی زبان حزین

با یار، مجلس از نگه آشنا کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۶تابی به سر زلف زد و طرّه به خم داد
  2. شمارهٔ ۴۷۷خوشا روزی که تیرت، پی به جان مستمند آرد
  3. شمارهٔ ۴۷۸بر سر تربتم آن نوگل خندان آرید
  4. شمارهٔ ۴۷۹اگر دست مرا ساقی به یک رطل گران گیرد
  5. شمارهٔ ۴۸۰پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد
  6. شمارهٔ ۴۸۱کی از ما چشم صورت بین مردم حال می بیند؟
  7. شمارهٔ ۴۸۲کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟
  8. شمارهٔ ۴۸۳نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.