پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۳

نبود عجب که از دل ما شور شد بلند

جایی که دود حوصلهٔ طور شد بلند

شد موج زن ز جلوهٔ او سیل فتنه ای

گرد خرابی از دل معمور شد بلند

هرگز نبود عمر فراق این قدر دراز

از یاد زلف او شب دیجور شد بلند

کوته کند فسانهٔ گلبانگ عندلیب

هر جا حدیث آن رخ مستور شد بلند

یک چند راز عشق ز خامان نهفته بود

باز این ترانه از لب منصور شد بلند

یا رب که دید سرو سهی پیکر تو را

کآوازه اش چو مصرع مشهور شد بلند؟

بانگ دراست قافله درد را حزین

هر ناله ای که از دل رنجور شد بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۵ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
  2. شمارهٔ ۴۸۶باد صبا فسانهٔ زلف تو ساز کرد
  3. شمارهٔ ۴۸۷آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
  4. شمارهٔ ۴۸۸سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید
  5. شمارهٔ ۴۸۹خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید
  6. شمارهٔ ۴۹۰خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید
  7. شمارهٔ ۴۹۱نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمد
  8. شمارهٔ ۴۹۲پیمانه، گرد کلفت صد ساله می برد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.