پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۲

کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟

خود باخت، دغل باز حریفی که ز ما برد

از هر دو جهان باز نیامد خبر از او

دل را کشش عشق ندانم به کجا برد؟

افسرده ز دم سردی ایّام نگردید

آتشکده آتش مگر از سینهٔ ما برد؟

از منّت پیری ست گرانباری دوشم

لب را به قدم بوس تو این پشت دوتا برد

یک جلوه خیال تو در اندیشهٔ ما کرد

دل لذت دیدار جدا، دیده جدا برد

خورشید نبردهست به چوگان سعادت

گویی که ز میدان شهادت سر ما برد

تردامنی مشرب رندانه حزین را

از توبه پشیمانی و از خرقه صفا برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۴من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟
  2. شمارهٔ ۴۸۵ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
  3. شمارهٔ ۴۸۶باد صبا فسانهٔ زلف تو ساز کرد
  4. شمارهٔ ۴۸۷آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
  5. شمارهٔ ۴۸۸سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید
  6. شمارهٔ ۴۸۹خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید
  7. شمارهٔ ۴۹۰خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید
  8. شمارهٔ ۴۹۱نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.