پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۹

خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید

مگر یک بار هم از کوچه راه انتظار آید

گوارا نیست آب زندگانی، بی حریفانم

به حسرت می کشم پیمانه ای، تا گل به بار آید

شرابی چون ندارم با کباب خویش می سازم

دل خود می خورم در آشیان تا نوبهار آید

کهن اوراق ما جانا همایون فال می باشد

نگه دار این دل سی پاره را، گاهی به کار آید

حزین آشفته دارد خامه ام را خطّ مشکینی

نی من ناله هر جا سر کند، بوی بهار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۱نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمد
  2. شمارهٔ ۴۹۲پیمانه، گرد کلفت صد ساله می برد
  3. شمارهٔ ۴۹۳بانگی به حریفان فرو رفته صبا زد
  4. شمارهٔ ۴۹۴کدامین آتشین رخسار گرم خودنمایی شد؟
  5. شمارهٔ ۴۹۵به سنگ حادثه خونم چو پایمال شود
  6. شمارهٔ ۴۹۶ز نخجیر دلیرم غمزهٔ صیاد می لرزد
  7. شمارهٔ ۴۹۷نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند
  8. شمارهٔ ۴۹۸زاهد از حلقهٔ ما چون دگران برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.