پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۵

به سنگ حادثه خونم چو پایمال شود

ز وحشتم رگ خارا، رم غزال شود

چو طور، بوم و بر من شود تجلی زار

رخت چو شمع پریخانهٔ خیال شود

نهفته ایم به حیرت ز رشک، نام تو را

میانهٔ لب و دل تا به کی جدال شود؟

روان ز دیدهٔ بلبل دپن چمن باید

هزار جدول خون، تا قدی نهال شود

به وعده نام وفا می بری و می ترسم

میانهٔ غم و دل، آشتی ملال شود

بود ز رخنهٔ لب، آفت قلمرو دل

گرفتنی ست دهانی که هرزه نال شود

شود کلید در خلد بی طلب فردا

به عرض حال زبان گسسته لال شود

به لب شراب سخن صاف اگر نمی آید

چو من به پرد هٔ دل ریز تا زلال شود

حزین ز سینه ی صد چاک دل برون افکن

قفس وبال به مرغ شکسته بال شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۷نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند
  2. شمارهٔ ۴۹۸زاهد از حلقهٔ ما چون دگران برخیزد
  3. شمارهٔ ۴۹۹بهار جلوه چون ره برگلستان تو اندازد
  4. شمارهٔ ۵۰۰شراب اشک تلخم، چاشنی از نقل تر گیرد
  5. شمارهٔ ۵۰۱معشوق اگر میل وفا داشته باشد
  6. شمارهٔ ۵۰۲سحاب خامه من جز در خوشاب ندارد
  7. شمارهٔ ۵۰۳از آن بر گرد دنیا چشم عشرت کیش می گردد
  8. شمارهٔ ۵۰۴مباحث نظری مرد داد می خواهد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.