پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۴

مباحث نظری مرد داد می خواهد

صفای فطرت و فهم مراد می خواهد

تو درک نکتهٔ عشق ار نمی کنی چه عجب؟

خط شکستهٔ حسنش سواد می خواهد

به خودسری نتوان کوچه گرد شد زاهد

رموز عشق و جنون، اوستاد می خواهد

تو را به خاک فرو برده است همّت پست

سفر نمی کنی از خود که زاد می خواهد

تهی کف از در پیر مغان حزین نروی

ازین در است که عالم مراد می خواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۶زد آتش در دلم چون شمع، دیدار این چنین باید
  2. شمارهٔ ۵۰۷موج حیات از آن گل رخساره نگسلد
  3. شمارهٔ ۵۰۸در خاره، خدنگ نگهت کار نماید
  4. شمارهٔ ۵۰۹رهرو وادی عشق، آبله پا می باید
  5. شمارهٔ ۵۱۰عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند
  6. شمارهٔ ۵۱۱مردان نظر از نرگس فتّان تو یابند
  7. شمارهٔ ۵۱۲من چشمم و عالم همه خار است ببینید
  8. شمارهٔ ۵۱۳خمارین نرگسش، می در رگ خمّار نگذارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.