پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۸

در خاره، خدنگ نگهت کار نماید

خود را به عبث، چشم تو بیمار نماید

آن دست که بالاتر از آن دست دگر نیست

دستی ست که جا درکمر یار نماید

تنها مرو ای بوی گل از طرف گلستان

یک لحظه،که این قافله هم بار نماید

در نرم زمین است بسی تعبیه دام

غافل مشو از راه چو هموار نماید

در دیدهٔ من غفلت از افسانهٔ دنیاست

خوابی که به از دولت بیدار نماید

احوال نهان از روش شخص عیان است

عیب قدم لنگ، به رفتار نماید

نبود اثر تیغ زبان بدگهران را

این خنجر چوبین چه قدر کار نماید؟

رندان، نظر از زاهد بی مغز بپوشید

تا چند به ما جبه و دستار نماید؟

بر غنچهٔ این دل که بود در بغل من

پیغام نسیم سحری نار نماید

برخاستن ازکوی غم قحبهٔ دنیا

با همّت نامرد تو دشوار نماید

این پست و بلندی که شهانند و گدایان

فرداست که با هم همه هموار نماید

وقت است که آن ساقی سرخوش ز خرابات

مستانه برون آید و دیدار نماید

عاجز، نفس از سینهٔ پرشور حزین است

غواص چه با قلزم خونخوار نماید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۰عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند
  2. شمارهٔ ۵۱۱مردان نظر از نرگس فتّان تو یابند
  3. شمارهٔ ۵۱۲من چشمم و عالم همه خار است ببینید
  4. شمارهٔ ۵۱۳خمارین نرگسش، می در رگ خمّار نگذارد
  5. شمارهٔ ۵۱۴سبک از جا رود، هرکس که با ما یار می‌گردد
  6. شمارهٔ ۵۱۵خوش آنکه یار، کله گوشهٔ وفا شکند
  7. شمارهٔ ۵۱۶چون شمع ز خود گرم شتابم به دمی چند
  8. شمارهٔ ۵۱۷ز مرد کار، دل روزگار می لرزد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.