پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۷

موج حیات از آن گل رخساره نگسلد

فیض مدام از آن لب می خواره نگسلد

حیرت مرا چو آینه، وصل مدام داد

از روی یار، رشتهٔ نظاره نگسلد

بستند از ازل رگ جان را به تیغ او

پیوند دل ز غمزهٔ خونخواره نگسلد

شب برقع افکنی چو ز روی عرق فشان

تار نگاه ثابت و سیّاره نگسلد

زنّار و سبحه گو برود از کفم حزین

پیمان من ز زلف ستمکاره نگسلد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۹رهرو وادی عشق، آبله پا می باید
  2. شمارهٔ ۵۱۰عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند
  3. شمارهٔ ۵۱۱مردان نظر از نرگس فتّان تو یابند
  4. شمارهٔ ۵۱۲من چشمم و عالم همه خار است ببینید
  5. شمارهٔ ۵۱۳خمارین نرگسش، می در رگ خمّار نگذارد
  6. شمارهٔ ۵۱۴سبک از جا رود، هرکس که با ما یار می‌گردد
  7. شمارهٔ ۵۱۵خوش آنکه یار، کله گوشهٔ وفا شکند
  8. شمارهٔ ۵۱۶چون شمع ز خود گرم شتابم به دمی چند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.