پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۰

عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند

خون مژه از دامن پاکم گذرانند

ناگفته بدانند که از دست غم کیست

از حشر چو با سینهٔ چاکم گذرانند

ارواح به خاکم همه سایند جبین را

از کوی تو گر بعد هلاکم گذرانند

هشیار به هنگامهٔ محشر نتوان رفت

ای کاش که از سایهٔ تاکم گذرانند

ریزم به رهش بار دگر جان حزین را

گر آن سگ کو، بر سر خاکم گذرانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۲من چشمم و عالم همه خار است ببینید
  2. شمارهٔ ۵۱۳خمارین نرگسش، می در رگ خمّار نگذارد
  3. شمارهٔ ۵۱۴سبک از جا رود، هرکس که با ما یار می‌گردد
  4. شمارهٔ ۵۱۵خوش آنکه یار، کله گوشهٔ وفا شکند
  5. شمارهٔ ۵۱۶چون شمع ز خود گرم شتابم به دمی چند
  6. شمارهٔ ۵۱۷ز مرد کار، دل روزگار می لرزد
  7. شمارهٔ ۵۱۸ازین دهشت که هجرانی مبادا در کمین باشد
  8. شمارهٔ ۵۱۹تبسم شرمگین ز آن غنچهٔ خودکام می بارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.