پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۹

تبسم شرمگین ز آن غنچهٔ خودکام می بارد

عرق چون موج شبنم زان رخ گلفام می بارد

به قدر قابلیت میوه افشان است هر نخلی

از آن سرو سهی، زیبایی اندام می بارد

ز شهد التفاتش موج لذّت می زند کامم

دهان تنگ او را، بوسه از پیغام می بارد

حجاب سخت رویان کار سوهان می کند با دل

که از همواری وضع گدا، ابرام می بارد

اگر در چشم بینش روشنایی چون شرر داری

ببین کز نقطهٔ آغازها انجام می بارد

نفس پروردهٔ خون ساز، تا رنگین سخن گردی

ثمر از نخل های تشنه، اکثر خام می بارد

حزین از ریزش دستم، نماند دامن خشکی

چو باران ز ابر رحمت، باده ام از جام می بارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۱خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید
  2. شمارهٔ ۵۲۲از کارگاه نسبت، هرکس لباس پوشد
  3. شمارهٔ ۵۲۳نشد شبی که می خونم از سبو نچکد
  4. شمارهٔ ۵۲۴سپهر سفله پرور در شکستم راحتی یابد
  5. شمارهٔ ۵۲۵بدآموز وفا کی قدر ناز یار می داند؟
  6. شمارهٔ ۵۲۶دستان زن عشرتکده، فریاد نداند
  7. شمارهٔ ۵۲۷به سینه چون مژهٔ او سنان بجنباند
  8. شمارهٔ ۵۲۸خمش زخوی تو عاشق بود زبانش و لرزد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.