پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۰

فسانهٔ شب غم را چراغ می فهمد

زبان آه مرا گوش داغ می فهمد

به وصل در غم هجران نشسته بلبل ما

فریب عشوه فروشان باغ می فهمد

به بوی گل نکنم التباس بوی تو را

نسیم پیرهنت را دماغ می فهمد

ز دور، دل به تپیدن دهد چه حال است این

غریب، کوی تو را بی سراغ می فهمد

قدح به لب چو گرفتم، شراب سوخت حزین

حرارت جگرم را ایاغ می فهمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۲از کارگاه نسبت، هرکس لباس پوشد
  2. شمارهٔ ۵۲۳نشد شبی که می خونم از سبو نچکد
  3. شمارهٔ ۵۲۴سپهر سفله پرور در شکستم راحتی یابد
  4. شمارهٔ ۵۲۵بدآموز وفا کی قدر ناز یار می داند؟
  5. شمارهٔ ۵۲۶دستان زن عشرتکده، فریاد نداند
  6. شمارهٔ ۵۲۷به سینه چون مژهٔ او سنان بجنباند
  7. شمارهٔ ۵۲۸خمش زخوی تو عاشق بود زبانش و لرزد
  8. شمارهٔ ۵۲۹از یاد شکّرخنده‌اش، تلخی هجران شد لذیذ
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.