پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۸

خمش زخوی تو عاشق بود زبانش و لرزد

چو شمع شعله کشد مغز استخوانش و لرزد

ز دورباش تو دارم نگه به دامن مژگان

چو بلبلی که خورد صرصر آشیانش و لرزد

غبار دامن ناز تو را چو سرمه ز عزّت

صبا ز دیده برد آستین فشانش و لرزد

به گلشنی که به آن حسن لاله رنگ خرامی

خجل شود ز رخت شاخ ارغوانش و لرزد

خزان هجر فسرده ست در گلو نفسم را

زبان خامه کند شرح داستانش و لرزد

ز بیم نازکی خوی یار نوسفر من

جرس فروشکند در گلو فغانش و لرزد

به احترام، نماید عبیر، چاک گریبان

نسیم پیرهن از گرد کاروانش و لرزد

غرور ناز نکویان نداشته ست حریفی

به زور عجز گرفته ست دل عنانش و لرزد

چو مفلسی که فتد گنج شایگان به کف او

نهفته است دلم، داغ بیکرانش و لرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۰اثر چون نیست در فریاد ما، پاس نفس بهتر
  2. شمارهٔ ۵۳۱در حضرت شاهان، دل گمراه نگهدار
  3. شمارهٔ ۵۳۲برکف، دل سی پارهٔ عشّاق نگهدار
  4. شمارهٔ ۵۳۳کام طمع ز لذت دنیا نگاه دار
  5. شمارهٔ ۵۳۴ای دل، به ناله از جگر خاره خون برآر
  6. شمارهٔ ۵۳۵ای صبا نکته ای از لعل شکربار بیار
  7. شمارهٔ ۵۳۶ای دل همه لافی سخن حوصله بگذار
  8. شمارهٔ ۵۳۷بی تو در پیرهن نامیه، خار است بهار
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.