پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۷

بی تو در پیرهن نامیه، خار است بهار

چشم مخمور تو را گرد و غبار است بهار

به تمنّای تو ای نسترن آرای بهشت

پای تا سر همه آغوش و کنار است بهار

بس که دنبال تو ای سرو خرامان گشتهست

پایش از شبنم گل آبله دار است بهار

رنگ ازو، بوی از او، حسن و لطافت همه او

بیخود از جلوه ی آن لاله عذار است بهار

تکیه بر بستر نسرین و سمن نتواند

بس که از دست غمت زار و نزار است بهار

آن قدر نیست که گل ساغر می را بکشد

حیف و صد حیف که بی صبر و قرار است بهار

سرو رعنای مرا حلّه طراز است چمن

ماه زیبای مرا آینه دار است بهار

غنچه در پوست نگنجید ز تأثیر نسیم

زاهد از خرقه برون آی، بهار است بهار

شعله خوی تو حزین آفت گلزار نگشت

جگرش داغ از آن لاله عذار است بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۹هر سو به جلوه بردی، صبر و قرار دیگر
  2. شمارهٔ ۵۴۰من خراباتیم ای شوخ، مرا یار مگیر
  3. شمارهٔ ۵۴۱می کند دل در خم زلف تو زاری بیشتر
  4. شمارهٔ ۵۴۲ساقی به لبم بادهٔ پالیده فروبار
  5. شمارهٔ ۵۴۳از کمال خویش نالم نی ز جور روزگار
  6. شمارهٔ ۵۴۴داریم به کف زلفی، محشر به کمین اندر
  7. شمارهٔ ۵۴۵مزد تردستی فرهاد رسید آخر کار
  8. شمارهٔ ۵۴۶عشق آشنا شد شمع من، طبع هوا خواهش نگر
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.