پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۴

داریم به کف زلفی، محشر به کمین اندر

در هر شکن است آن را صد نافهٔ چین اندر

از سر چو قدم کردم در راه سرکویش

دوزخ به یسار افتاد، جنت به یمین اندر

پیمانهٔ لعلش را کوثر ز سیه مستان

میخانه چشمش را، صد کعبه دین اندر

بتخانهٔ مویش را صد باخته دین بنده

آتشگه رویش را صد شعله جبین اندر

ناخن مزن ای غیرت بر سینهٔ پرداغم

حسرتکده ها دارم، هر گوشه دفین اندر

بلیس شود خیره، آدم چو رخ افروزد

حیرتکده ها داری در یک کف طین اندر

آزاده روی سر کن بنیوش حزین از ما

عیسی به فلک بر شد، قارون به زمین اندر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۶عشق آشنا شد شمع من، طبع هوا خواهش نگر
  2. شمارهٔ ۵۴۷سحر ز بستر نسرین سبک عنان برخیز
  3. شمارهٔ ۵۴۸صبح از اثر چغانه برخیز
  4. شمارهٔ ۵۴۹یا از سر روزگار برخیز
  5. شمارهٔ ۵۵۰حیرت زده را تاب رخ یار میاموز
  6. شمارهٔ ۵۵۱ای عشق، خون دیده مرا در ایاغ ریز
  7. شمارهٔ ۵۵۲با یار نیست دوری ما راکمی هنوز
  8. شمارهٔ ۵۵۳ز ترکتازی آن نازنین سوار هنوز
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.