پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۹

یا از سر روزگار برخیز

یا از غم ننگ و عار برخیز

در پرده ی خواب غفلتی چند

ای دیده اعتبار برخیز

دوران سر فتنه بازکرده ست

ای گردش چشم یار برخیز

یکسر شده نغمه ها مخالف

ای زخمهٔ کج، ز تار برخیز

تا صافی می کنم ردا را

ای پرده، ز روی کار برخیز

ای دل چه نشسته ای فسرده

برخیز به عشق یار برخیز

ساقی، کف ابر نوبهار است

ای رحمت کردگار، برخیز

پیمانه ات آب خضر دارد

مردیم ازین خمار، برخیز

برخیز به رقص، کف فشانان

ای سرو کرشمه بار، برخیز

ماسوخته سموم هجریم

ای رشک گل و بهار برخیز

از وعده به خون نشاند یارت

ای صبر، به زینهار برخیز

جانانه ره وفا نداند

ازکوچه انتظار برخیز

ای تن دل ما گرفته از تو

زین آینه چون غبار برخیز

باید رفتن به اضطرارت

برخیز به اختیار برخیز

گردون سر کارزار دارد

تا کار نگشته زار برخیز

گل بر سر خار می نشانند

زین مسند مستعار برخیز

انداخته سایه بر سرت یار

ای عاشق بیقرار برخیز

کی قدر تو را رقیب داند؟

ای گل ز کنار خار برخیز

افتاده حزین نیم بسمل

ای غمزهٔ جان شکار برخیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۱ای عشق، خون دیده مرا در ایاغ ریز
  2. شمارهٔ ۵۵۲با یار نیست دوری ما راکمی هنوز
  3. شمارهٔ ۵۵۳ز ترکتازی آن نازنین سوار هنوز
  4. شمارهٔ ۵۵۴به عجز من بنگر وز غرور یارمپرس
  5. شمارهٔ ۵۵۵جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
  6. شمارهٔ ۵۵۶دلها ز جلوه خون شد و یاری ندید کس
  7. شمارهٔ ۵۵۷بی مطرب و می چشم تری را چه کند کس؟
  8. شمارهٔ ۵۵۸جلوهٔ ناز تو ای سرو روان ما را بس
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.