پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۲

با یار نیست دوری ما راکمی هنوز

در عشق محرمیم به نامحرمی هنوز

افشرده بود رنگ خزانم بهار را

خون می چکد ز ناصیه خرمی هنوز

با آن که گشته ام نمکستان خنده ات

نالد دهان زخم، ز بی مرهمی هنوز

از جلوه تو محفل سوز است سینه ام

در دیده می تپد نگه ماتمی هنوز

افغان من فسانه خواب تغافل است

دارد اثر، به نالهٔ من همدمی هنوز

با آنکه از خدنگ تو چاک است سینه ام

چونگل نبرده راه به دل بی غمی هنوز

نم درجگر نمانده و چشم ترم حزین

از ابر نوبهار ندارد کمی هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۴به عجز من بنگر وز غرور یارمپرس
  2. شمارهٔ ۵۵۵جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
  3. شمارهٔ ۵۵۶دلها ز جلوه خون شد و یاری ندید کس
  4. شمارهٔ ۵۵۷بی مطرب و می چشم تری را چه کند کس؟
  5. شمارهٔ ۵۵۸جلوهٔ ناز تو ای سرو روان ما را بس
  6. شمارهٔ ۵۵۹شب سودازدگان زلف پریشان تو بس
  7. شمارهٔ ۵۶۰ای طرّه برافشانده، خدا را ز گدا پرس
  8. شمارهٔ ۵۶۱تلخ از لبت، ای خسرو خوبان به گدا بس
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.