پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۸

جلوهٔ ناز تو ای سرو روان ما را بس

دولت وصل تو از هر دو جهان ما را بس

در اسیری شکن زلف تو ما را دلدار

درغریبی غم تو، مونس جان ما را بس

هوس بوسه ز لعل لب او بی شرمی ست

گل پیغامی از آن غنچه دهان ما را بس

نه دل سیر چمن، نه سر صحرا داریم

در جهان کنج خرابات مغان ما را بس

روح حافظ بود از کلک تو خشنود حزین

از تو این تازه غزل، ورد زبان ما را بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۰ای طرّه برافشانده، خدا را ز گدا پرس
  2. شمارهٔ ۵۶۱تلخ از لبت، ای خسرو خوبان به گدا بس
  3. شمارهٔ ۵۶۲ای ساقی صبوح نجات از خمار بخش
  4. شمارهٔ ۵۶۳گر نشد جان و دلم از رخ زیبای تو خوش
  5. شمارهٔ ۵۶۴دارم ز ریزش مژه، جیب و کنار خوش
  6. شمارهٔ ۵۶۵برقع طرف نگردد، با آتشین عذارش
  7. شمارهٔ ۵۶۶پشتم چو تیغ خم شد، از بار جوهر خویش
  8. شمارهٔ ۵۶۷دارم ز داغ دل چمنی در کنار خویش
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.