پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۳

گر نشد جان و دلم از رخ زیبای تو خوش

می کنم خاطر خود را به تمنّای تو خوش

وعده امروز، به فردای قیامت دادی

روزگار دل ما در غم فردای تو خوش

ناخن خار رهت عقده گشا افتادهست

خاطر آبلهٔ بادیه پیمای تو خوش

هر سر موی سمن بوی تو خوشتر ز همند

خط مشکین تو خوش، زلف چلیپای تو خوش

دل تنگم که تمنّای پیامی دارد

چه شود گر شود از لعل شکرخای تو خوش؟

ای سر زلف دلاویز شکستت مرساد

سر شوریده دلان است به سودای تو خوش

به چه تدبیر کنی خاطر خود شاد حزین

غم عشقی نکند، گر دل شیدای تو خوش؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۵برقع طرف نگردد، با آتشین عذارش
  2. شمارهٔ ۵۶۶پشتم چو تیغ خم شد، از بار جوهر خویش
  3. شمارهٔ ۵۶۷دارم ز داغ دل چمنی در کنار خویش
  4. شمارهٔ ۵۶۸باید از نالهءجانکاه عصا دارد پیش
  5. شمارهٔ ۵۶۹بی نشانی همه شان است به عنقا مفروش
  6. شمارهٔ ۵۷۰شادیم که شد جهان فراموش
  7. شمارهٔ ۵۷۱چو شمع، انجمن افروز کفر و ایمان باش
  8. شمارهٔ ۵۷۲آمد شبی به خوابم، آن ماه پرنیان پوش
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.