پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۲

آمد شبی به خوابم، آن ماه پرنیان پوش

چون صبح پیرهن چاک، چون شمع طرّه بر دوش

از تاب باده چون گل، شبنم فشان ز عارض

و ز لعل ساده چون مل، سیلاب طاقت و هوش

گیسوی مشک فامش، پیوند با رگ جان

شمشاد خون خرامش، با شور حشر همدوش

طغرای خطّ سبزش، کان مصحفی ست ناطق

پیدا چو عکس طوطی زآیینهٔ بناگوش

افغان شب نشینان، افسانه سنج نازش

پیمانه ی صبوحی، از خون عاشقان نوش

از تاب جعد پر فن، دام بت و برهمن

خون وفا به گردن، زنّارکفر بر دوش

پروای دل نداری، خون شد ز بیقراری

دستی نمی گذاری بر سینه های پرجوش

گفتم فدای نامت، جان به لب رسیده

ای آهوی رمیده، غارتگر دل و هوش

خواهم ز یاری بخت، راهم فتد به کویت

تا وقت بازگشتن، دل را کنم فراموش

از تیر غمزهٔ او، بسمل جگر بر آذر

وز یاد جلوهٔ او بلبل چمن فراموش

گفتا حزین ندانی آیین جان فشانی

درکوی بی نشانی، بنشین و هرزه مخروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۴کرده ام خاک در میکده را بستر خویش
  2. شمارهٔ ۵۷۵بستم کمر چو عنقا در بی نشانی خویش
  3. شمارهٔ ۵۷۶یک دم به مزد دیده شب زنده دار خویش
  4. شمارهٔ ۵۷۷فکندم دل به کوثر از زلال لعل نوشینش
  5. شمارهٔ ۵۷۸بود یارم غم دیرینهء خویش
  6. شمارهٔ ۵۷۹قیامت شد به پا از جلوه نوخیز شمشادش
  7. شمارهٔ ۵۸۰چو موج می جدا از باده نتوان کرد پیوستش
  8. شمارهٔ ۵۸۱هرگل که پر از لخت جگر نیست کنارش
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.