پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۸

بود یارم غم دیرینهء خویش

پریزادم دل بی کینهٔ خویش

عنانم درکف طفلی ست خود رای

ندانم شنبه و آدینهٔ خویش

بود عمری که می سازد چو شیران

تن آزاده با پشمینهء خویش

به امّیدگشاد تیر نازی

هدف دارم به حسرت سینهٔ خویش

نیاراید بساطم را متاعی

چو داغم، گوهر گنجینهٔ خویش

نمی باشد خماری مستیم را

خرابم از می پارینهٔ خویش

حزین از هر دو عالم تافتم روی

ز دل کردم چو آب، آیینه خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۰چو موج می جدا از باده نتوان کرد پیوستش
  2. شمارهٔ ۵۸۱هرگل که پر از لخت جگر نیست کنارش
  3. شمارهٔ ۵۸۲گر تیر جفایی رسد از دوست، نشان باش
  4. شمارهٔ ۵۸۳سالک، ز سراغ ره مقصود خمش باش
  5. شمارهٔ ۵۸۴از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش
  6. شمارهٔ ۵۸۵سپندآسا در آتشخانه می‌رقص
  7. شمارهٔ ۵۸۶هجران رسیده، کی برد از روزگار، فیض
  8. شمارهٔ ۵۸۷ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.