پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۰

چو موج می جدا از باده نتوان کرد پیوستش

بود میخانه زیر دست مژگان سیه مستش

چو آن کافر که اسلام آورد از بی نواییها

ره دین می رود زاهد، که دنیا نیست در دستش

گذر کرد از گلویم ناوکش چون قطرهٔ آبی

چه منّتهاست برگردن مرا از صافی شستش

به امّید نگاهی دل به دنبالش فرستادم

به تیر غمزه نامهربان، آن بی وفا خستش

چه لذت بود از قاتل حزین نیم بسمل را

که در خون می تپید و آفرین می ‎گفت بر دستش؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۲گر تیر جفایی رسد از دوست، نشان باش
  2. شمارهٔ ۵۸۳سالک، ز سراغ ره مقصود خمش باش
  3. شمارهٔ ۵۸۴از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش
  4. شمارهٔ ۵۸۵سپندآسا در آتشخانه می‌رقص
  5. شمارهٔ ۵۸۶هجران رسیده، کی برد از روزگار، فیض
  6. شمارهٔ ۵۸۷ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط
  7. شمارهٔ ۵۸۸عشاق را ز سیر گل و ارغوان چه حظ؟
  8. شمارهٔ ۵۸۹نی می سرود با دل پرشور در سماع
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.