پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۳

سالک، ز سراغ ره مقصود خمش باش

هر سنگ نشان، سنگ ره توست بهش باش

با ساقی قسمت نتوان عربده انگیخت

چون گل همه دم، کاسهٔ خون می کش و خوش باش

بر بند زبان، گوش سخندان چو نیابی

جایی که خرد پرده شنو نیست، خمش باش

در عهد تو خونی که بریزد، دیتش نیست

مجنون شده عشق تو گو عاقله کش باش

می نوش حزین وشکرین نکته فروربز

گو سرکه جبین زاهد، ازین شیوه ترش باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۵سپندآسا در آتشخانه می‌رقص
  2. شمارهٔ ۵۸۶هجران رسیده، کی برد از روزگار، فیض
  3. شمارهٔ ۵۸۷ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط
  4. شمارهٔ ۵۸۸عشاق را ز سیر گل و ارغوان چه حظ؟
  5. شمارهٔ ۵۸۹نی می سرود با دل پرشور در سماع
  6. شمارهٔ ۵۹۰رخ برفروختی، زدی آتش به جان شمع
  7. شمارهٔ ۵۹۱ای نثار ره تیغ تو سرافشانی شمع
  8. شمارهٔ ۵۹۲کرده عشق شعله خوب ریشه در جانم چو شمع
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.