پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۲

کرده عشق شعله خوب ریشه در جانم چو شمع

از زبان آتشین خود گدازانم چو شمع

آستین نبود حریف دیده خونبار من

کز تف دل آتش‌آلود است مژگانم چو شمع

نیست غیر از تیغ، محرابی، سر تسلیم را

می‌خورم صد زخم جانفرسا و خندانم چو شمع

دارم از چشم تر خود منت ابر بهار

اشک گرمی می‌کند مژگان به دامانم چو شمع

همچو من بخت سیه را کس نمی‌پوشد حزین

با وجود تیره‌روزی‌ها فروزانم چو شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۴دایم به تلخ کامی یاران خورم دریغ
  2. شمارهٔ ۵۹۵زندگی در جمع سامان رفت، حیف
  3. شمارهٔ ۵۹۶ای سر و سرور مغان، خیز و بیار چنگ و دف
  4. شمارهٔ ۵۹۷همه فیض است می پرستی عشق
  5. شمارهٔ ۵۹۸ای نمک حسن تو، شور نمکدان عشق
  6. شمارهٔ ۵۹۹نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشق
  7. شمارهٔ ۶۰۰زلف پریشان نهد، سلسله بر پای عشق
  8. شمارهٔ ۶۰۱یک مشت سفله مانده بجا از کرام خلق
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.