پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۰

زلف پریشان نهد، سلسله بر پای عشق

بند دگر کوته است، از پر عنقای عشق

دایرهٔ آسمان، زاویهٔ خاکدان

تنگ تر از نقطه ای ست در بر پهنای عشق

چاکتر از جیب ماست سینهٔ سینای دل

پاکتر از چشم ماست، دامن صحرای عشق

هان تو که بر ساحلی پهن و فراغت نشین

کشتی ما خورده است، لطمهٔ دربای عشق

مغز تو در میکده، این همه مخمور چیست؟

هان که قدح می دهد، ساقی صهبای عشق

لوح سخن گستری از خط شیرین لبان

کرده به نامم رقم، کلک شکر خای عشق

خامه خمش کن حزین ، این غزل مولوی است

شادی جانهای پاک دیده دلهای عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۲چون وصل در نگنجد، هجران کجاست لایق؟
  2. شمارهٔ ۶۰۳تا شد سر غم گرم به طوفان من از اشک
  3. شمارهٔ ۶۰۴جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک
  4. شمارهٔ ۶۰۵هندوستان غربت بادا به ما مبارک
  5. شمارهٔ ۶۰۶بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گل
  6. شمارهٔ ۶۰۷چو بر سر زند شاخ، مستانه گل
  7. شمارهٔ ۶۰۸رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
  8. شمارهٔ ۶۰۹خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.