پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۴

جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک

گلپوش تر از صحن گلستان شودم اشک

بی قدر شود رشته چو خالی ز گهر شد

کو عشق که آویزهٔ مژگان شودم اشک؟

از جلوهٔ مستانهٔ آن سرو قباپوش

چالاکتر از سیل بهاران شودم اشک

مستانه رگ ابر تری از مژه برخاست

تا صف شکن زهد فروشان شودم اشک

از حسرت نظارهٔ آن ناوک مژگان

در سینه گره گردد و پیکان شودم اشک

ویرانهٔ عالم شده محتاج به سیلی

بگذار حزین آفت دوران شودم اشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۶بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گل
  2. شمارهٔ ۶۰۷چو بر سر زند شاخ، مستانه گل
  3. شمارهٔ ۶۰۸رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
  4. شمارهٔ ۶۰۹خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل
  5. شمارهٔ ۶۱۰جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل
  6. شمارهٔ ۶۱۱عشق اگر یار شود از اثر زاری دل
  7. شمارهٔ ۶۱۲زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل
  8. شمارهٔ ۶۱۳ای از رخت مشاطه را، صد چشم حیران در بغل
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.