پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۷

چو بر سر زند شاخ، مستانه گل

کند از لب توبه، پیمانه گل

گریزانده، دی را به کوه وکمر

دهد عرض لشکر، دلیرانه گل

سوار است بر اسب چوبین شاخ

بود گرم بازیّ طفلانه گل

چمن مجلس میگساران بود

صراحی بود غنچه، پیمانه گل

اگر بشکفد خاطرم دور نیست

شکفته ست چون روی جانانه گل

جنون چاک زد خرقهٔ خاک را

بهاران کند شور دیوانه گل

خم غنچه لبریز از شبنم است

گشوده ست دیوان میخانه گل

سر شمع را در بهار و خزان

نباشد به از بال پروانه گل

حزین چند سوسن زبانی کنی؟

ندارد سر و برگ افسانه گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۹خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل
  2. شمارهٔ ۶۱۰جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل
  3. شمارهٔ ۶۱۱عشق اگر یار شود از اثر زاری دل
  4. شمارهٔ ۶۱۲زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل
  5. شمارهٔ ۶۱۳ای از رخت مشاطه را، صد چشم حیران در بغل
  6. شمارهٔ ۶۱۴شدم ز توبهٔ بی صرفه در بهار خجل
  7. شمارهٔ ۶۱۵حاجت اگر بری، در دولتسراست دل
  8. شمارهٔ ۶۱۶هرگه به یادش از جگر افغان برآورم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.