پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۱

عشق اگر یار شود از اثر زاری دل

سر زلفی به کف آرم به مددکاری دل

چه کنم آه که بر بستر گل خوابش نیست

عاجزم سخت حریفان، ز پرستاری دل

خویش را یک تنه بر قلب صف مژگان زد

کس درین معرکه نبود به جگرداری دل

تیغ خون ریز جفا از کمر ای عشق برآر

تا به خوبان بنماییم وفاداری دل

نشنوی نالهٔ زار دل صدچاک حزین

یاد آن روز که بودت سر غمخواری دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۳ای از رخت مشاطه را، صد چشم حیران در بغل
  2. شمارهٔ ۶۱۴شدم ز توبهٔ بی صرفه در بهار خجل
  3. شمارهٔ ۶۱۵حاجت اگر بری، در دولتسراست دل
  4. شمارهٔ ۶۱۶هرگه به یادش از جگر افغان برآورم
  5. شمارهٔ ۶۱۷چون طوطی اگر نام به گفتار بر آرم
  6. شمارهٔ ۶۱۸با یاد نرگست، چو می ناب می‌زدم
  7. شمارهٔ ۶۱۹چون شاخ گل از باد سحر، بار فشاندم
  8. شمارهٔ ۶۲۰از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.