پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۳

ای از رخت مشاطه را، صد چشم حیران در بغل

مانند صبح آیینه را خورشید تابان در بغل

هندوی خالت را بود چین و ختن زیر نگین

زنّار زلفت را بود، صد کافرستان در بغل

لعل قدح نوش تو را، میخانهها در آستین

خطّ زره پوش تو را صد جوش طوفان در بغل

صبح بناگوش تو را خورشید تابان خوشه چین

داغ سیه پوش تو را صد شام هجران در بغل

چشمت عجب نبود اگر، دل را نگهداری کند

در می پرستی شیشه را دارند مستان در بغل

بوی محبت می شود پوشیده ما را در سخن

گر بوی گل پنهان کند باد بهاران در بغل

از دست جورت در چمن ای یوسف گل پیرهن

دارد دل صد پاره ای هر غنچه پنهان در بغل

چاک گریبان می کند چون لاله رسوا عشق را

چندان که می سازد دلم داغ تو پنهان در بغل

دیگر کجا عشق و جنون چون لاله پنهان می توان؟

داغم هم آغوش جگر، چاک گریبان در بغل

دارم دلی کز ناله اش نالد به صد شیون، حزین

اسلامیان کعبه را ناقوس رهبان در بغل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۵حاجت اگر بری، در دولتسراست دل
  2. شمارهٔ ۶۱۶هرگه به یادش از جگر افغان برآورم
  3. شمارهٔ ۶۱۷چون طوطی اگر نام به گفتار بر آرم
  4. شمارهٔ ۶۱۸با یاد نرگست، چو می ناب می‌زدم
  5. شمارهٔ ۶۱۹چون شاخ گل از باد سحر، بار فشاندم
  6. شمارهٔ ۶۲۰از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیم
  7. شمارهٔ ۶۲۱راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم
  8. شمارهٔ ۶۲۲غافل دمی از جذبهٔ صیّاد نگردیم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.