پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۱

راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم

در سنگ، فروغ شرر خویش گرفتیم

تا خیره ز نورش نظر مهر نگردد

در گرد یتیمی گهر خویش گرفتیم

هرگز نگرفته ست رگ ابر ز دریا

این بهره که از چشم تر خویش گرفتیم

همّت نکشد دردسر منّت صندل

این بود که ما ترک سر خویش گرفتیم

پرواز بلندی ست پر همّت ما را

گردون به ته بال و پر خویش گرفتیم

کالای کمال است که معیوب نظرهاست

عبرت به جهان از هنر خویش گرفتیم

ساغر نستانیم حزین از کف ساقی

پیمانه ز خون جگر خویش گرفتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۳عشاق تو را قافله سالار نگردیم
  2. شمارهٔ ۶۲۴به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم
  3. شمارهٔ ۶۲۵دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردم
  4. شمارهٔ ۶۲۶عشق تو ملک خسروی، داغ تو چتر شاهیم
  5. شمارهٔ ۶۲۷برخیز سوی عالم بالا برون رویم
  6. شمارهٔ ۶۲۸به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
  7. شمارهٔ ۶۲۹به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم
  8. شمارهٔ ۶۳۰سپاه فتنه با آن چشم جلاد است می دانم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.