پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۵

دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردم

لب زخمی ز دم تیغ تو خندان کردم

سر شوریده دلان در خم چوگان من است

بس که آشفتگی از زلف تو سامان کردم

کام جانی که به زهر ستم انباشته بود

به خیال لب نوشت شکرستان کردم

در بساط من دل دادهٔ دیدارپرست

دیده ای بود که بر روی تو حیران کردم

سفر وادی امّید به جایی نرسید

مدتی همرهی آبله پایان کردم

گبر دیرینهٔ عشقم چه شد ار قدرم نیست؟

عمرها خدمت آن آتش سوزان کردم

ذره در همّتم آویخت، به خورشید رسید

مور اگر رو به من آورد سلیمان کردم

از فغان دل شوریده، به منقار مرا

پرده ای بود که پیرایهٔ بستان کردم

خاطر پیر مغان شاد که از همّت او

کوری محتسبان باده فراوان کردم

هر چه گفتم چو نی، از دولت آن لب گفتم

هر چه کردم به هواداری جانان کردم

دل جمعی نگران سخنم بود حزین

سر زلف رقمی تازه، پریشان کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۷برخیز سوی عالم بالا برون رویم
  2. شمارهٔ ۶۲۸به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
  3. شمارهٔ ۶۲۹به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم
  4. شمارهٔ ۶۳۰سپاه فتنه با آن چشم جلاد است می دانم
  5. شمارهٔ ۶۳۱نگاهش با اسیران بر سر ناز است می‌دانم
  6. شمارهٔ ۶۳۲ز خود دور آن دلارا را نمی دانم نمی دانم
  7. شمارهٔ ۶۳۳غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم
  8. شمارهٔ ۶۳۴ای دوست به هر منزل، همخانه تو را یابم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.