پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۳

غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم

به شغل دشمنان، از دوست هرگز وا نمی مانم

نمی گردد گره، مجنون صفت مشت غبار من

خراب وحشتم، زندانی صحرا نمی مانم

ز امشب مگذران، گر می کنی فکری به روز من

من آتش به جان، چون شمع تا فردا نمی مانم

گسستن نیست در پی کاروان بی قراران را

چو موج از خود به هر جانب روم تنها نمی مانم

به این ضعفی که نتوانم به سعی از خویشتن رفتن

چرا در خاطر آن یار بی پروا نمی مانم؟

چو طفل اشک، آغوشم به آسایش نمی سازد

گره در دامن مژگان خون پالا نمی مانم

گرامی گوهرم گرد یتیمی آرزو دارد

حزین از سیر چشمی در دل دریا نمی مانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۵موسی صفت به داغ ظهور تو سوختیم
  2. شمارهٔ ۶۳۶پیش از ظهور جلوهٔ جانانه سوختیم
  3. شمارهٔ ۶۳۷شیر و شکر ز تلخی ایّام می کشم
  4. شمارهٔ ۶۳۸بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم
  5. شمارهٔ ۶۳۹سر تا قدم از خون جگر، غیرت باغم
  6. شمارهٔ ۶۴۰ترسم که پریشان شود از ناله غبارم
  7. شمارهٔ ۶۴۱معنی کناره گیرد اگر از میان روم
  8. شمارهٔ ۶۴۲طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.