پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۸

بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم

هلال آسا کشد خمیازهٔ خورشید آغوشم؟

به باد دامنی از خاک بردارد شهیدان را

قیامت جلوه افتاده ست آن سرو قبا پوشم

سراسر می رود مژگان شوخش در رگ دلها

خراب هوشمندی های آن چشم قدح نوشم

شب افسانهٔ زلفش، ندارد گرچه کوتاهی

به خواب بیخودی نگذارد آن صبح بناگوشم

کند جام نگاهش باده در جام هوسناکان

سیه مست تغافلهای آن عاشق فراموشم

حزین ، از درد و صاف کفر و دین از من چه می پرسی؟

درین میخانه، خون‌مشربم، با جمله می‌جوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۰ترسم که پریشان شود از ناله غبارم
  2. شمارهٔ ۶۴۱معنی کناره گیرد اگر از میان روم
  3. شمارهٔ ۶۴۲طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدم
  4. شمارهٔ ۶۴۳برق آهی ز جگر در شب تاری نزدیم
  5. شمارهٔ ۶۴۴به پای خم اگر یکبار طالع بار می دادم
  6. شمارهٔ ۶۴۵چون مهرهٔ ششدر، شده رفتار ز یادم
  7. شمارهٔ ۶۴۶خراباتی‌نژادم دلق شیادانه‌ای دارم
  8. شمارهٔ ۶۴۷پریشان خاطرم از همنشینان عزلتی دارم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.